سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )

90

طب در دوره صفويه ( فارسى )

و پس از آن هم مهاجرت عظيم از ايران به هند كه موجب شهرت فراوان گوركانيان در هند گرديد آغاز شد . تا قبل از اكبر شاه شرايط و محيط اجتماعى در هندوستان چندان ارجحيتى به ايران آن دوره نداشت ، اما در دوران سلطنت اين پادشاه ، حمايت ، تشويق و آزادى عمل فراوان براى دانشمندان ، ادبا ، نويسندگان ، شعرا و اطبا به وجود آمد . بدون شك بايد گفت كه ابو الفضل خان معروف‌ترين پشتيبان فضلاى دربار اكبر شاه محسوب مىگردد ، اما دور از انصاف خواهد بود اگر در اين مورد از بايرم خان ، خان خانان و پسرش عبد الرحيم خان كه پس از كشته شدن پدرش در سال 969 لقب خان خانان گرفت ، و فياض خان برادر ابو الفضل خان كه خود از شعراى بزرگ محسوب مىگشت نيز نامى برده نشود . ادوارد براؤن نمونه‌هائى از اشعارى را كه مهاجرين ايرانى به هندوستان در وصف آن كشور سروده‌اند در كتاب خود آورده كه يكى از جالب‌ترين آن‌ها اشعار صائب است كه مىگويد : همچو عزم سفر هند كه در هر دل هست * رقص سوداى تو در هيچ سرى نيست كه نيست و يا از قول على قلى سليم مىآورد كه : نيست در ايران زمين امكان تحصيل كمال * تا نيامد سوى هندوستان حنا رنگين نشد . در مورد پزشكانى كه در اين دوره به هندوستان مهاجرت نمودند ، و اين كه در سرزمين جديد چه كردند و چه نوشتند مطالب فراوان وجود دارد و من به مطالب اصلى تاريخى زيادى در اين زمينه دسترسى پيدا كردم زيرا اخيرا حكيم سيد على كوثر چاندپورى تمام اين مطالب را يك‌جا جمع‌آورى و تنظيم كرده و در كتاب بسيار مفيدى به نام اطباء عهد مغوليه منتشر ساخته است . من خود را واقعا مديون اين شخص مىدانم زيرا بدون استفاده از كتاب او نوشتن و اتمام اين فصل از كتاب حاضر مستلزم آن بود كه من ماه‌ها وقت خود را صرف مراجعه به كتب متعدد ، كه هركدام در يك نقطه از كشور هند نگاهدارى مىشود بكنم . از شيراز عين الملك ، طبيب ، چشم‌پزشك و سياستمدار به هند مهاجرت كرد . از نقطه نظر پزشكى شهرت اين شخص فقط مربوط به واقعه‌اى است كه در سال 971 رخ داد . در اين سال به جان اكبر شاه سو قصد شد . تيرى كه از كمان سوقصد كننده رها گرديد در شانه شاه نشست و درمان زخم به عهده عين المك محول شد و بنا به آنچه كه مورخين نوشته‌اند اين طبيب شيرازى از راه جراحى و دارو درمانى موفق به درمان سريع جراحت گرديد و من فكر مىكنم كه شهرت عين الملك در جراحى نيز مربوط به موفقيت او در همين كار مىباشد . اشتهار اين شخص از نظر سياسى هم زياد است زيرا مىدانيم كه اكبر شاه در امور مملكتى نيز نظر مشورتى او را جويا مىشد ، به علاوه او موفق شد شورش‌هائى را كه در احمدآباد ، بيچاپور و سامبهال برپا شد فرو بنشاند و به علت موفقيت در فرو نشاندن بدون لشكر كشى شورش سامبهال بود كه حكومت بنگال به وى تفويض گرديد و از آنجا همراه با پزشك